ارتهاس
[اِ تِ] (ع مص) جنبیدن. مضطرب شدن. (منتهی الارب). || ارتهاس پایهای ستور؛ بر یکدیگر خوردن آن، گاه رفتن. بر یکدیگر زدن سم ستور در رفتن. (منتهی الارب). || دست ستور درهم کوفتن چنانکه خون آلود شود. (زوزنی). || ارتهاس قوم؛ انبوهی کردن آنان و در جنگ افتادن آنان. || ارتهاس وادی؛ پر شدن رودبار. (منتهی الارب). || ارتهاس جراد؛ بر یکدیگر نشستن آن. بعضی ملخ بر بعض نشستن.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
