ارباض
[اِ] (ع مص) فروخوابانیدن ستور و اسب و سگ. درآوردن گوسفندان در آغل و خوابانیدن. (از منتهی الارب). به مَربض درآوردن. (از اقرب الموارد). || خبرگیری نمودن از نفقهء عیال خود. (از منتهی الارب). قیام به نفقهء اهل خود. (از اقرب الموارد). || سخت گرم شدن آفتاب. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || سنگین کردن. اثقال. (از اقرب الموارد): فدعا باناء یربض الرهط؛ پس ظرفی خواست که سیراب کند آن گروه را و گران سازد آنان را که به خواب روند درازا بر زمین. (از منتهی الارب).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
