ادخال
[اِ] (ع مص) درآوردن. (تاج المصادر بیهقی). ایلاج. بدرون بردن. دربردن. (مؤید الفضلاء). داخل کردن. نقیض اخراج. قوله تعالی: «رب ادخلنی مدخل صدق(1)»؛ ای مدخلاً رضیّاً. || بسیاردرخت شدن زمین. (تاج المصادر بیهقی). || ادخال فی الامر؛ ما یخالفه و یفسده. (تاج المصادر بیهقی). || نهادن. گذاشتن.
(1) - قرآن 17/80.
(1) - قرآن 17/80.
راهکاری امن برای پرداخت آنلاین سفارشات در ووکامرس؛ با سپهر پی تراکنشها را سریع و بدون دردسر انجام دهید.
مشاهده جزئیات محصول
