ادجان
[اِ] (ع مص) در باران بسیار درآمدن. || ادجان مطر؛ پیوسته باریدن آن. پیوسته باران باریدن. (تاج المصادر بیهقی). || ادجان سماء؛ پیوسته باریدن و ابرناک گردیدن هوا. || ادجان یوم؛ ابرناک گردیدن روز. || ادجان بمکان؛ مقیم گردیدن در جائی. ایستادن. مقام کردن بجای. (تاج المصادر بیهقی). || ادجان حمی؛ پیوسته ماندن تب. لازم شدن تب.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
