اخفاف
[اَ] (ع اِ) جِ خُف. سپل های شتران. || کفهای پای شترمرغ. || سُم فیلان : بزخم تیر اطراف و اخفاف آن فیلان بر هم دوختند. (ترجمهء تاریخ یمینی). آن کافر فاجر با دوازده هزار سوار گزیده و سی هزار پیاده و سیصد سر فیل که زمین از آسیب اخفاف ایشان نالان می گشت بموازات رایات سلطان آمد. (ترجمهء تاریخ یمینی). || موزه ها. || (ص، اِ) جِ خفیف. سبک ها.
درگاه آسان پرداخت برای ووکامرس
اتصال آسان پرداخت به ووکامرس برای تسهیل پرداختهای اینترنتی مشتریان؛ سریع، امن و سازگار با تمام کارتها.
مشاهده جزئیات محصول
