اخشیگ
[اَ] (ص) اخشیج. آخشیج. ضد و مخالف. (برهان). || (اِ) هر یک از عناصر اربعه. ج، اخشیگان. (برهان) (جهانگیری) (شعوری) :
شنیده ایم بسی وآزموده کز ره طبع
به استحاله دگر میشوند اخشیگان.
مجد همگر.
شنیده ایم بسی وآزموده کز ره طبع
به استحاله دگر میشوند اخشیگان.
مجد همگر.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
