اخثار
[اِ] (ع مص) سطبر و جغرات گردانیدن شیر را. کلچانیدن. || اخثار زَبد؛ مسکه را فسرانیدن، یعنی ناگداخته گذاشتن. بناگداختن مسکه. (تاج المصادر بیهقی).
-امثال: مایدری ا یخثر ام یذیب؛ دربارهء کسی گویند که بیرون شد کار نداند و متردد باشد.
-امثال: مایدری ا یخثر ام یذیب؛ دربارهء کسی گویند که بیرون شد کار نداند و متردد باشد.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
