عقد
[عَ قَ] (ع مص) گره گرفتن زبان. (از منتهی الارب). حبس شدن و بند آمدن زبان. || بودن «عقده» در زبان شخص. (از اقرب الموارد). رجوع به عقده شود. || گرفتن فرج ماده سگ سر نرهء نر را. (ناظم الاطباء). رجوع به عَقد شود.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
