آگنج
[گَ] (اِ) امعاء سطبر گوسفند و مانند آن بگوشت آکنده :
عصیب و گرده برون کن تو زود و برهم کوب
جگر بیازن و آگنج را بسامان کن
وز این همه که بگفتم نصیب روز بزرگ
غدود و زهره و سرگین و خون و فوکان کن.
کسائی.
چرغند، رونج، ارونج، مالکانه، شاه لوت، زونج، جگرآکند، عصیب، سختو، سغدو، چرب روده، مبار، جهودانه، غازی، لکانه، ولوالی، زناج، اکامه، گاشاک، کدک مترادفات یا انواع آن است. || (ن مف مرخم) آگند. در کلمات مرکبه، انباشته و پرکرده، چون جگرآگنج به معنی جگرآکند :
چون لنگ خر مرده آن جعد پرآفت (کذا)
چون رودهء ناشسته با روی گه آگنج.
سیف اسفرنگ.
عصیب و گرده برون کن تو زود و برهم کوب
جگر بیازن و آگنج را بسامان کن
وز این همه که بگفتم نصیب روز بزرگ
غدود و زهره و سرگین و خون و فوکان کن.
کسائی.
چرغند، رونج، ارونج، مالکانه، شاه لوت، زونج، جگرآکند، عصیب، سختو، سغدو، چرب روده، مبار، جهودانه، غازی، لکانه، ولوالی، زناج، اکامه، گاشاک، کدک مترادفات یا انواع آن است. || (ن مف مرخم) آگند. در کلمات مرکبه، انباشته و پرکرده، چون جگرآگنج به معنی جگرآکند :
چون لنگ خر مرده آن جعد پرآفت (کذا)
چون رودهء ناشسته با روی گه آگنج.
سیف اسفرنگ.
ایجاد فرم پرداخت کاربردی با پشتیبانی از چندین درگاه بانکی؛ مناسب برای کسبوکارهای خدماتی و فروش اینترنتی.
مشاهده جزئیات محصول
