آب دهان
[بِ دَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) بزاق. بصاق. خیو. تفو. خدو.
- امثال: آب دهان برای چیزی رفتن؛ خواهان و آرزومند آن بودن.
- امثال: آب دهان برای چیزی رفتن؛ خواهان و آرزومند آن بودن.
افزونه آزمونساز آنلاین همصدا
ایجاد آزمونهای آنلاین تستی در وردپرس با امکانات حرفهای؛ مناسب آموزشگاهها، مدارس و وبسایتهای آموزشی.
مشاهده جزئیات محصول
