احتباس
[اِ تِ] (ع مص) واداشته شدن. (تاج المصادر) (زوزنی). بازداشته شدن.
- احتباس بول؛ بازایستادن بول. شاشبند. اُسر.
|| واداشتن. (زوزنی) (تاج المصادر). بازداشتن. || خسیس و ناکس شمردن. || بخل کردن. (غیاث). || بند گردیدن. || در زندان شدن. || (اصطلاح طب) مقابل استفراغ. مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: احتباس با باء موحده نزد اطباء احتقان مواد در بدن باشد. و این لفظ هم بطریق لازم و هم بطریق متعدی استعمال شود. و احتباس طمث نیز از این ماده است، چنانکه در کتاب حدودالامراض بیان کرده است.
- احتباس الطمث؛ مرض مخصوص زنان (اصطلاح طب) .
- احتباس خون (اصطلاح طب)(1).؛
(1) - La stase du sang.
- احتباس بول؛ بازایستادن بول. شاشبند. اُسر.
|| واداشتن. (زوزنی) (تاج المصادر). بازداشتن. || خسیس و ناکس شمردن. || بخل کردن. (غیاث). || بند گردیدن. || در زندان شدن. || (اصطلاح طب) مقابل استفراغ. مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: احتباس با باء موحده نزد اطباء احتقان مواد در بدن باشد. و این لفظ هم بطریق لازم و هم بطریق متعدی استعمال شود. و احتباس طمث نیز از این ماده است، چنانکه در کتاب حدودالامراض بیان کرده است.
- احتباس الطمث؛ مرض مخصوص زنان (اصطلاح طب) .
- احتباس خون (اصطلاح طب)(1).؛
(1) - La stase du sang.
درگاه پرداخت سداد برای ووکامرس
درگاه بانکی سداد برای ووکامرس، انتخابی مطمئن برای پرداخت آنلاین با امنیت بالا و سرعت عالی در خرید اینترنتی.
مشاهده جزئیات محصول
