اجتناح
[اِ تِ] (ع مص) مَیل کردن. اِنحِراف. چسبیدن. کج شدن. || تیز رفتن ناقه، یا افتادن پاهای وی زیر دستها بجهت تیزروی. || اعتماد کردن اسب در دویدن بر یک جانب. || میل دادن کسی را. چسبانیدن. کج کردن. || گشاده داشتن دو بازو را در سجده. اعتماد کردن بر دو کف دست در سجده و گشاده داشتن هر دو بازو را. تَجَنُّح.
درگاه آسان پرداخت برای ووکامرس
اتصال آسان پرداخت به ووکامرس برای تسهیل پرداختهای اینترنتی مشتریان؛ سریع، امن و سازگار با تمام کارتها.
مشاهده جزئیات محصول
