اثمار
[اِ] (ع مص) میوه آوردن درخت. میوه دار شدن. میوه دادن. بار آوردن. میوه دار گشتن. (زوزنی). || برآمدن میوه. || توانگر شدن. بسیارمال شدن. (تاج المصادر). || اِثمارِ زبد؛ گرد آمدن مسکه. مسکه برآوردن شیر. (تاج المصادر). کره دادن شیر.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
