اثلاج
[اِ] (ع مص) اِثلاج سماء؛ برف باریدن آسمان. || برفناک شدن روز. برف داشتن روز: اثلج یومنا؛ امروز برف بارید. || اثلاج نفس به؛ یقین کردن دل به. مطمئن گردیدن به. || شادمان کردن کسی را. گشاده کردن دل. || برف زده شدن. در برف شدن. || به برف رسیدن. || اثلاج ماء بئر؛ بازایستادن آب چاه: اثلج ماءالبئر. || ظفر یافتن. || رستگار شدن. || رسیدن چاهکن به گل: حَفَر حتّی اَثْلَجَ.
درگاه آسان پرداخت برای ووکامرس
اتصال آسان پرداخت به ووکامرس برای تسهیل پرداختهای اینترنتی مشتریان؛ سریع، امن و سازگار با تمام کارتها.
مشاهده جزئیات محصول
