حبل
[حِ] (ع اِ) سختی. || بلا. ج، حبول. || دانشمند. زیرک. داهیه ای از رجال. (منتهی الارب). ج، حبول. (اقرب الموارد). || القائم علی المال الرفیق بسیاسته. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).
راهکاری امن برای پرداخت آنلاین سفارشات در ووکامرس؛ با سپهر پی تراکنشها را سریع و بدون دردسر انجام دهید.
مشاهده جزئیات محصول
