جستجوی واژه در لغت‌نامه دهخدا

جستجوی معنی واژه حلواگر: (تعداد کل: 1)

حلواگر

[حَ گَ] (ص مرکب) حلوائی. حلوافروش. قنّاد. (آنندراج) :
دانی حدیث آن زن حلواگر گدای
گفتا چنین کنی بمکافا چنان خوری.
خاقانی.
سخت زیبا لیک هم یک چیز هست
کآن ستیره دختر حلواگرست.مولوی.
حشو انجیر چو حلواگر صانع که همی
حب خشخاش کند در عسل شهد بکار.
سعدی.
آن شکرریز لب شیرین مه حلواگرست
گویی آن مه را دهان تنگ،...
قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از فروشگاه‌های زیر از این پروژه حمایت کنید:

 قافیه‌یاب اندرویدی هم‌صدا

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.