جستجوگر واژه
نتیجه جستجو (تعداد کل: 3)

کاران

(نف) در حال کاشتن. در حال کشتن. در ترکیب آید. || کارندگان. در ترکیب: کشتکاران، بذرکاران.

کاران

(اِخ) یکی از باغهای چهارگانهء معروف اصفهان در قدیم، برکنار زاینده رود :
مرا هوای تماشای باغ کاران است
که پیش اهل خرد خوشترین کار آن است
برای جرعهء آب حیاتش اسکندر
چه سالهاست که سرگشته و پریشان است
بزیر سایهء طوبی وش صنوبر او
میان صحن چمن خوابگاه رضوان است.
نهاد قصر فلک پیکرش میانهء آن
نشستگاه مه و آفتاب رخشان است.
حسین بن محمد آوی (ترجمهء محاسن اصفهان مافروخی ص 28).
آب حیوان است گویی پیش بستان ارم
زندرود او که دارد باغ کاران برکران.
سعدالدین سعید هروی در وصف اصفهان (ترجمهء محاسن اصفهان ص30).
برد گلزار تو ز چرخ کلاه
رفت آب ارم ز آتشگاه
هر که اکنون بباغ کارانست
گو نگه دار جا که کار آنست.
خجندی (از ترجمهء محاسن اصفهان ص 105).
گرچه صد رود است در چشمم مدام
زنده رود باغ کاران یاد باد.
حافظ (دیوان چ قزوینی ص 71).

کاران

(اِخ) (گردنه) رجوع به گردنهء کاران شود.
قافیه‌یاب آنلاین
برای جستجوی قافیه، در قافیه‌یاب آنلاین فارسی اینجا کلیک کنید.
قافیه‌یاب برای اندروید
اپلیکیشن قافیه‌یاب را از مارکت‌های زیر دریافت کنید: