جستجوی واژه در لغتنامه دهخدا
جستجوی معنی واژه وثن: (تعداد کل: 3)
وثن
[وَ ثَ] (ع اِ) بت. (منتهی الارب) (دهار) (ترجمان علامهء جرجانی ترتیب عادل بن علی) (السامی) (ناظم الاطباء). نصب. طاغوت. جبت. صنم. (یادداشت مرحوم دهخدا). فغ. بغ. بدّ. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). بت که به صورت آدمی از سنگ باشد. هیکلی باشد که صنعتگران به صورت و جثهء آدمی بسازند...
وثن
[وُ ثُ] (ع اِ) جِ وَثَن. بتها. صنم ها. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به وَثَن شود.
وثن
[وُ] (ع اِ) جِ وَثَن. (المنجد) (ناظم الاطباء). رجوع به وثن شود.
