[نَمْوْ] (ع مص) اسناد دادن و برداشتن حدیث را به سوی کسی (از ناظم الاطباء) نَمْی (متن اللغه) رجوع به نَمْی شود || نسبت دادن کسی را به پدرش (از ناظم الاطباء).
[نُ] (از ع، اِمص) نُمُوّ رشد بالش پرورش : آب عذب دین همی جوشد از او طالبان را زآن حیات است و نمومولوی رجوع به نُمُوّ شود.
[نُ مُوو] (ع مص) بالیدن (غیاث اللغات) افزون شدن گوالیدن (ناظم الاطباء) زیاد شدن بسیار شدن (از اقرب الموارد) بالا کردن رستن برآمدن (یادداشت مؤلف ||) افزون گردیدن سیاهی یا سرخی خضاب (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد||) نسبت کردن حدیث را به کسی (از منتهی الارب) برداشتن و...