[مُ قَ بِ] (ع ص) درکشیده و ترنجیده شده. || فراهم آمده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). درهم فشرده. باهم آمده. مقابل منبسط. (یادداشت مرحوم دهخدا) : اطراف چنان فراهم و منقبض که گویی در صره ای بستستی. (کلیله و دمنه). || گرفته شده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). گرفته شونده. (غیاث)...