جستجوی واژه در لغتنامه دهخدا
جستجوی معنی واژه جذر: (تعداد کل: 2)
جذر
[جَ] (ع اِ) بن یا بن زبان. || نره. || مقابل مد. || بن گردن. || ج، جُذور. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || اصل هر چیزی. (کشاف اصطلاحات الفنون) (ذیل اقرب الموارد) (آنندراج) (غیاث اللغات). و منه الحدیث: «ان الامانه نزلت فی جذر قلوب الرجال». (ذیل اقرب الموارد). || (اصطلاح...
جذر
[جَ ذَ] (اِخ) همان جدر بدال مهمله است و آن مسرحی است در شش میلی مدینه. (از معجم البلدان). رجوع به جدر شود.
