جستجوی واژه در لغتنامه دهخدا
جستجوی معنی واژه تلاطم: (تعداد کل: 1)
تلاطم
[تَ طُ] (ع مص) با یکدیگر (بیکدیگر) تپانچه زدن. (زوزنی از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). باهم طپانچه زدن. (منتهی الارب) (از غیاث اللغات) (از آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || (اِ) برهم خوردگی. (ناظم الاطباء). آشوب. شوریدگی. شورش [در دریا]. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- تلاطم امواج؛ برهم خوردن موجها....
- تلاطم امواج؛ برهم خوردن موجها....
