جستجوی واژه در لغتنامه دهخدا
جستجوی معنی واژه آب لیمو: (تعداد کل: 1)
آب لیمو
[بِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب)آبی که از فشردن لیموی ترش حاصل کنند :
آرزویی که ترا هست به آب لیمو
شرح آن راست نیاید به هزاران طومار.
بسحاق اطعمه.
آرزویی که ترا هست به آب لیمو
شرح آن راست نیاید به هزاران طومار.
بسحاق اطعمه.
